ابعاد حمله آمریکا به نماد توسعه ملی ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در روزهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا با ضربالاجل های پیدرپی، ایران را تهدید به حمله به نیروگاههای برق و پلها در صورت تسلیم نشدن کرد. این در حالی است که رژیم صهیونیستی از مدتها پیش هدفگیری برخی تأسیسات حیاتی در حوزه پتروشیمی، حمل و نقل و... را در راستای جنگ زیرساختی، حتی زودتر از موعد تهدید ترامپ، آغاز کرده بود.
انتظار میرود دستگاه دیپلماسی و میراث فرهنگی اقداماتی در جهت ترغیب جامعه جهانی نسبت به محکومیت جنایت اخیر محور شرارت انجام دهند
راهآهن سراسری یکی از مهمترین پروژههای زیرساختی تاریخ معاصر ایران بهشمار میرود که با مشارکت مهندسان ایرانی و اروپایی در دهههای نخست قرن بیستم احداث شد. این پروژه عظیم در شرایطی اجرا شد که ایران هنوز فاقد زیرساختهای مدرن مهندسی بود، اما با تکیه بر دانش بومی و تلاش متخصصان داخلی، توسعه آن در سالهای بعد ادامه یافت و به یکی از مهمترین شریانهای حملونقل کشور تبدیل شد.
ویژگیهای منحصر به فرد مهندسی راهآهن سراسری عبارتند از:
- عبور از کوهستانهای صعبالعبور
- ساخت پلهای پیچیده و تونلهای طولانی
- اتصال مناطق جغرافیایی متنوع
استفاده از توان مهندسان ایرانی این مسیر را به یکی از شاهکارهای مهندسی جهان تبدیل کرده است. راهآهن سراسری اکنون نماد توسعه ملی و یکی از نمونههای شاخص مهندسی قرن بیستم است. تخریب چنین اثری نه تنها ضربهای به میراث فرهنگی، بلکه آسیب به میراث مشترک جهانی خواهد بود.
انتظار میرود دستگاه دیپلماسی و میراث فرهنگی اقداماتی در جهت ترغیب جامعه جهانی نسبت به محکومیت جنایت اخیر محور شرارت در هدف قرار دادن زیرساختهای ریلی کشور انجام دهند، زیرا سکوت در برابر تخریب میراث جهانی، به معنای پذیرش نابودی بخشی از تاریخ بشریت است.
جنایت جنگی آمریکا
زیرساختهای عمومی ازجمله پلها، راهها و تأسیسات شهری که نقش مستقیم در تأمین نیازهای اساسی شهروندان، ازجمله حملونقل، دسترسی به خدمات حیاتی، امدادرسانی و تداوم زندگی روزمره دارند، در زمره اهداف غیرنظامی بهشمار میروند و طبق اصول مسلّم حقوق بینالملل، ازجمله اصل تفکیک، مورد حمایت قرار دارند. حمله به چنین زیرساختهایی، بهویژه در شرایطی که بهطور مستقیم زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار میدهد، نقض آشکار این قواعد و در تعارض جدی با تعهدات بینالمللی است.
طبق اساسنامه رم (دیوان کیفری بینالمللی) و معاهدات ژنو، صرف تهدید به زدن زیرساختها و تاسیسات مدنی (غیرنظامی) جنایت جنگی است. در این راستا مارک کلی، سناتور دموکرات آمریکایی در پیامی در شبکههای اجتماعی نوشت، تهدید به هدف قرار دادن نیروگاهها و سایر اهداف غیرنظامی نشانه قدرت نیست و اگر این حرفها به دستورهایی برای نابودی زیرساختهای غیرنظامی بدون هیچ هدف نظامی معتبری تبدیل شود، بهسختی میتوان قبول کرد چنین دستورهایی قوانین جنگ را نقض نمیکنند.
قانونگذار آمریکایی با بیان اینکه آمریکا زمانی بهترین رهبری را ارائه میدهد که با قدرت، نظم و حرفهایگری عمل کند، افزود: دستورات غیرقانونی برای رنجاندن غیرنظامیان، لکه ننگی بر ارتش و کشورمان خواهد بود.
چرا دشمن زیرساختها را هدف قرار میدهد؟
تهدید و حمله به زیرساختها، علاوه بر اهدافی مانند ارعاب و فشار بر ایران برای پذیرش طرح تسلیم و همچنین ایجاد انشقاق در صفوف منسجم دولت و ملت، هدفی اساسی تر، یعنی پیادهسازی سناریوی «زمین سوخته» در ایران دنبال میکند. این سناریو، نه از روی ابتکار عمل، بلکه به دلیل شکست طرحهای قبلی دشمن روی میز آنها قرار گرفته است.
به نظر میآید دشمنان اکنون دیگر چاره ای جز اجرای سناریوی سوم یعنی حداکثرسازی خسارت به زیرساخت های کشورمان ندارند
در حالی که محور آمریکایی-صهیونیستی تصور میکرد با ترور گسترده مقامهای نظامی، سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران و همچنین هدف گیری بسیاری از امکانات نظامی، امنیتی و انتظامی، جمهوری اسلامی ایران به سمت فروپاشی و تجزیه حرکت کند، در عمل این رخ نداد و آنها از طرح دوم خود، یعنی تلاش برای تسلیم و استحاله جمهوری اسلامی ایران رونمایی کردند؛ جایی که تبلور عملی آن را در ارسال طرح 15 بندی بود که در عمل پذیرش آن، معنایی جز تسلیم نداشت.
بر خلاف تصورات کاخ سفید، کسی وقعی به این طرح ننهاد و در عوض طبق گزارشها، ایران طرح و ابتکار 10 بندی خود را ارائه کرد.
به نظر میآید آنها اکنون دیگر چاره ای جز اجرای سناریوی سوم یعنی حداکثرسازی خسارت به زیرساخت های کشورمان ندارند. این موضوع، احتمالاً با این هدف انجام میشود که ایران دچار خسارت های عمیق و با پایان جنگ درگیر خود شود و همزمان دشمنان با وارد آوردن تکانههای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، بار دیگر به دنبال تحقق اهداف شوم خود باشند.